فانوس خیس


 

 

 

من آمدم ...

من از یک شکست آمدم

من شکستم ... بی ادعا و بی بهانه

به زمین خوردم و قدرت بلند شدن ندارم

حتی اگر سرزنشم کنند هم شکستم

قلبم آنچنان شکست که دیگر محلی برای تعمیرش نخواهم یافت

من شکستم ولی فرصت گریستن برای شکست را نداشتم

من شکستم وقتی تولد حقایق غم انگیزی که درد را به درد می آورد را دیدم

من شکستم وقتی پر از بغض بودم و نتوانستم بگریم

من شکستم و ستاره ام را از دست دادم و پر از سرمای زمستان شدم

قلبم یخ زده است... روحم یخ زده است ...

من شکست خوردم

پادشاه همیشگی قلبم شاد باشد فرشته آرزوهایش و یا شاید دخترک منتظر قصه هایش

شکست ... زجر کشید و گریست ... نه برای عذاب روزها و دقایق

برای شنیدن حرف هایی که شنیدنش مرگ بود و شکست

برای اینکه گفت می خواهد زجرم دهد

شاد باش برای رسیدن به آرزوهایت برقص و بخوان و زندگی کن شکستم و زجر کشیدم

برای اینکه صداقتم را نادیده گرفت و حرفی را که همیشه سقف دلم را می لرزاند را زد ...

سقف اعتمادم شکست است قدرت تعمیرش را ندارم

دلم گرفته است باران برای دل گرفته ام می بارد و سقف تعمیری چکه می کند

...............................................................................................................

* هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم ... تو نمی فهمی اندوه مرا

خیلی وقت ها همدیگر را با دست های خودمون میشکنیمولی از چشم اونیکی می بینیم*

*خدا را شکر که مادر مهر و پری نازنین قصه و خدای بزرگ را دارم که دستشون را بالای سرم بگیرن که بارونی که از سقف شکسته می باره خیسم نکنه

* روزگار غریبیست نازنین ...

*خیلی ها آدم ها را میشکنن ولی تنها دعام واسه اونها خوشبختیشونه

*باور خیلی حرف ها سخته مثل باور اینکه عشقت را نشناختی

*می تونی مدت ها بدون اینکه بدونی عروسک بشی برای بازی کسی و آخر ماجرا اون فکر کنه بازیش دادی

* دل به هر کی دادی از سادگی دادی  متاسفم برات ای دل ساده

*به خاطر حکمت و رحمتت بازم تحمل می کنم خدا جونم ...

متن از طناز

 


طناز